قهرمان ميرزا عين السلطنه
560
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
لفظ اول و دوم و سيم هم بايد در بعضى لقبها استعمال كرد تا شناخته شود و معروف باشد مثل مؤيد السلطنهء يك ، مؤيد السلطنهء دو يا مؤيد السلطنهء شرقى و مؤيد السلطنهء غربى . چون يكى محمد مهدى ميرزاى همدانى است ، ديگرى ميرزا رضا خان سفير آلمان . فرنگستان مغرب ايران است ! خيلى لقبها مكرر شده . منجمله لقب دروغى و بىمسماى من كه سه نفر بعد از من گرفته ، حالا ديگر من هم بايد فكر لقب خنك بىمزهء ديگرى بكنم . لقب قحط شده . در هيچ عهد و سلطنتى لقب آنقدر خوار و پست نشده بود . ارمنى ، جهود ، گبر داراى لقب هستند . جمعه شهر جمادى الثانيه - سه چهار روز است كه الحمد لله بارانهاى كامل آمده . دو شب به شدت باريد . روزها ، اغلب باران نمىآيد . وحشت مردم لله الحمد ساكت شد . هوا معتدل است . در حقيقت اول زمستان محسوب مىشود . يخ هيچ نمىبندد . باران و شاه اعليحضرت اقدس شهريارى ديروز از دوشانتپه به عزم ده شبه به شكارگاه جاجرود تشريففرما شدند . عوام مىگويند تا شاه سفر برود باران خواهد آمد . اغلب هم همينطور شده است . حضرت و الا شميران رفته بودند . پريشب خانهء حضرت و الا بودم . ديروز از بعد از ناهار به اتفاق تولوى خان منزل محمد حسن ميرزا رفته با محمد حسن ميرزا خانهء آقاى عماد السلطنه رفتيم . تا غروب به صحبت گذشت . مراجعت تا منزل باران خوردم . شب كتاب سرگذشت مسترس هورتستت كه ترجمه شده است خواندم . سرگذشت هورتستت اين خانم حكايت خودش را در بلواى اهل هند در سنهء 1857 مسيحى سنهء 1274 هجرى نوشته . حقيقت حكايت غريبى است . اين بيچاره شوهر و داماد و دختر و پسرش در جلوى چشمش به دست ياغيها كشته شدهاند و دويست هزار تومان مايملكش به باد رفته . خيلى خوب نوشته و باعث حيرت است . پنج ساعته كتاب را خواندم . امروز هم هوا ابر است و اين ابرها پس از باران خيلى منافع دارند . اگر يخ مىبست و سرما مىشد يخ تمام زراعت را ضايع و نابود مىكرد . صولت الدوله شنيدم ميرزا زكى خان سرتيپ كه مرد تنومند با سبيلهاى غريب ناقلائى است لقب صولت الدوله گرفت . روزبروز بدتر است . ديدن سبيل اين مرد از خواندن آن كتاب عجيبتر است . زلزلهء قوچان سهشنبه 10 شهر جمادى الثانيه - از ديشب باران به شدت مىآمد . دو سه جاى